نقد کتاب «رنجِ رهایی بخش» اثر محمود ایوب

سید رسول رسولی پور
دکترای فلسفه دین
عضو هیات علمی گروه فلسفه دانشگاه خوارزمی

وعده داده بودم که به بهانه ی معرفی کتاب “رنج رهایی بخش در اسلام” اثر ارزشمند محمود ایوب، استاد مسلمان شیعی اصالتا لبنانی در حوزه ی علمیه ی هارتفورد در ایالت کِنتیکِت آمریکا، مقداری راجع به مساله ی رنج فلسفی و رنج رهایی بخش الهیاتی سخن بگویم.

عنوان کتاب پرفسور ایوب، برگرفته از یک آموزه ی کاملا مسیحی (redemption) به معنای فدا، باز خرید، آزاد سازی، نجات، رهایی، و خون بهاست. “رنجِ رهایی بخش” یکی از پاسخ های دینی به مساله فلسفی شرّ و همینطور پاسخی به رنج در برخی سنت های دینی مثل مسیحیت و اسلام شیعی است. رنج رهایی بخش دو گونه طرح شده: رنج رهایی بخش جهانی، رنج رهایی بخش شخصی. رنج رهایی بخش مورد نظر در مسیحیت با مصلوب شدن حضرت مسیح، و در کتاب محمود ایوب با شهادت امام حسین، جهانی است، و نه شخصی.
سوال آغازین این است که آیا “رنج رهایی بخشِ جهانی” هیچ بنیاد آموزه ای در ایمان اسلامی، همچون ایمان مسیحی دارد؟ و آیا این رنج در مساله فلسفی شرّ، راه گشاست؟
هیچ سنتی همچون مسیحیت، بسته و وابسته به آموزه ی رنج رهایی بخش (redemptive suffering) نیست. بر اساس الهیات مسیحی، رنجِ مسیح، مصلوب شدن و مرگش، کنشی رهایی بخش برای نجات انسان ها از جدایی از پروردگار و گناه اولیه است. خداوند بر اساس آموزه ی حلول و تجسّد، بین انسانها حاضر می شود تا در رنج و مرگ آنها شریک گردد. مریلین آدامز، الهیدان بزرگ مسیحی، قرائت مدرنی از آموزه رنجِ رهایی بخش ارائه داده است که بر اساس آن، صلیب عیسی مسیح، نمونه ی اعلایی از خیر الهی به شمار می آید. او می گوید: “خدا آنچنان مشتاق است تا در عشق ما ‘برنده’ شود که خود را در کالبد انسانی مجسم ساخته و داوطلبانه خود را به شهادت می دهد”. حواریون و رسولان مسیح نیز چنین کردند و برای رساندن پیام عیسی به جهانِ گناه آلود، صلیب را برداشته و خود را به رنج و شهادت انداختند.
در برابر مسیحیت، اسلام هیچ یک از این معانی و آموزه رهایی بخش و خون بها را در دستور کار نداشته و توصیه ننموده است. هر چند در قرآن کریم، داستان حضرت ابراهیم، می تواند نمونه ی قابل تطبیقی از رنج در قربانی عزیز برای دست یابی به رستگاری و سعادت تلقی شود. چه، خداوند به “خون بها”ی اسماعیل، یک گوسفند را فرو می فرستد: “و فدیناه بذبح عظیم” (صافات، 107)
در روایات اسلامی، “رنج کفاره ای” زیاد به چشم می خورد. همچون روایتی که پیامبر فرمودند هر بلایی که بر سر مسلمان بیاید حتی خاری که پایش رود، کفاره گناهان اوست. اما از رنج رهایی بخش خیر.
محمود ایوب در کتابش تلاش کرده رنجِ رهایی بخش، هم جهانی و هم شخصی را در اسلام شیعی صورتبندی کند. نمونه ی اعلای وی در این رنج، امام حسین است. بر اساس نگاه او، شهادت و جامعه ی ایمانی رنج کشیده ی پس از شهادت، و امتیاز شفاعت برای شهدا، مفاهیم اصلی رنج رهایی بخش در شیعه به حساب می آید. به باور محمود ایوب، “رنجِ رهایی بخش جهانی” را در اسلام، امام حسین به دوش می کشد؛ باوری که مبتنی بر اعتقاد شیعیان در مورد جایگاه امامان معصوم و اهل بیت است. ائمه تجسم عینی و ملموس کلمه الهی هستند.(287) تا آنجا که امام هشتم فرموده اند: “اگر ما نبودیم خدا پرستیده نمی شد.” (کتاب اصول کافی، جلد اول ص 275).(288) و اینکه امام صادق فرموده اند، ائمه اولین مخلوقات آفرینش اند و از نور الهی ساطعند. (همان، ص 233).(57) و اینکه ائمه از گِل مخصوص آفریده شده اند و شیعیان ایشان هم از از اضافه ی گِل ایشان. به باور محمود ایوب (264) و در توجیه نقش رهایی بخش ایشان با رنج، تمامی ائمه شهید شده اند؛ علی و حسین با شمشیر، و باقی با زهر. (باستناد رساله اعتقادات امامیه، شیخ صدوق، ص 115-117).
به همین دلیل، تصویر ایوب از جهان، “بیت الحَزَن” (house of sorrows) است؛ زیرا از آغاز با شهادت هابیل و پیامبران و سپس شهادت ائمه شیعه ادامه یافته است.(24) وی شهادت امام حسین را صرفا یک رخداد تاریخی و سیاسی قلمداد نمی کند بلکه شهادت امام حسین یک نقطه عطفی است که تاریخ را به دو بخش “پیش از شهادت” و “پس از شهادت” آن حضرت تقسیم می کند. ایوب معتقد است تمام شهادت های پیش از حسین، مقدمه ای بر شهادت اوست.(27) قاعدتا با این تفسیر و نگاه، شهادت امام حسین یک ضرورت برای آگاهی و رهایی جهانی است و او سرور جوانان بهشت است برای معیار راستی و دروغ در قیامت.
جامعه ی شیعیان پس از او نیز، مورد شفاعت او قرار می گیرند و گناهانشان پاک می شود؛ با برپایی مجالس تعزیه، شرکت در زیارت کربلا، راهپیمایی اربعین، و … تا جاییکه شیخ مفید در کتاب الاعمال ص 316 از امام حسین نقل می کند که هر کس برای ما اشکی بریزد و یا چشمی را از اشک پر کند (کسی را بگریاند)، خداوند بهشت را برای او تضمین می کند. امام رضا نیز فرموده است: “هر کس سختی ها و رنج های ما را یادآوری کند با ما خواهد بود در مقامی عالی در قیامت. هر کس در مصائب ما بگرید یا بگریاند چشمانش در قیامت گریان نخواهد شد.”
همانطور که می بینید، ایوب تلاش می کند از آموزه ی فدیه و رنج در مسیحیت، الگویی در اسلام بیابد و بهترین را در شهادت امام حسین جستجو می کند. افضل الاعمال اَحمَزها و مراره الدنیا حلاوه الاخره

پرسش آغازین ما در این نوشته ها این بود که آیا رنج رهایی بخش جهانی، هیچ بنیاد آموزه ای در ایمان اسلامی، همچون ایمان مسیحی دارد؟ و آیا این رنج در مشکل گشایی از مساله فلسفی شرّ، راه گشاست؟
دیدیم که محمود ایوب، الهیدان شیعه لبنانی در کتاب خود تلاش بر فراهم نمودن پاسخ مثبت به این دو پرسش داشت. اما به نظر می رسد در این مهم، چندان موفق نبوده است. همچنان که اشاره شد، در اسلام نه تنها آموزه ای همچون فدیه و خون بهای مسیحیت نداریم، بلکه در قرآن آیه ی “ولا تزر وازره وزر اخری” اعتقاد به گناه شویی دیگری را به صراحت انکار می کند. هر کس مسئول امر زندگی خویش است، و هر چند انبیا و اولیا و صلحا الگوهایی برای زندگی شرافتمندانه و اصیل هستند، اما بهیچ وجه نمی شود با رنج آنها به نجات رسید!
مثلا در عبارت نقل شده از پیامبر مهربانی: “ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه”؛ بویژه در بخش دوم آن، کشتیِ نجات بودنِ سیدالشهدا شروط و لوازمی دارد که اراده و انگیزه و عمل شایسته ی فرد در پیروی از آن حضرت، ضروری است. این در بُعد رهایی بخشیِ جهانی.
اما در بُعد فردی نیز نمی توان گفت که باید رنج کشید تا نجات یافت! درست است که در قرآن داریم “لقد خلقنا الانسان فی کَبَد” و یا “ان مع العسر یسرا” اما این آیات تنها به واقعیت جهان زیست انسان، و امید بخشی برای ادامه زندگی تاکید دارند، و نه ملازمه منطقیِ نجات و رنج!
بهرحال، هیچ یک از ادیان ابراهیمی؛ بویژه اسلام، ما را به رنج دعوت نمی کنند، بلکه به تلاش برای دست یافتن به حیات طیبه دعوت می کنند که قاعدتا رنج و سختی هم دارد؛ اما رنج کشیدن، شرط صحت عمل نیست!
نکته ی پایانی این که محمود ایوب با ارائه قرائت و رویکردی بیشتر احساسی، مناسکی، و گاه اغراق آمیز از اسلام شیعی، تلاش می کند شهادت امام حسین را با رنج و مصائب مسیح شبیه سازی کند و نجات و رستگاری را، همچون قرائت پروتستانی از مسیحیت، به ایمان صِرف به نجات بخشی امام حسین، فرو کاهد که این با منطق قرآن که نجات در انحصار پروردگارست، و با سنّت و طریقت خود ائمه علیهم السلام هم سازگار نیست که امام صادق فرمود: “کونوا لنا زینا و لا تکون لنا شینا” یعنی زینت ما باشید (در پیروی از سبک زندگی ما) و نه مایه ملامت و سرزنش ما. که شیعه بودن نیز، در پیروی از بینش ها و ارزشهای زندگی آن بزرگواران است.
در مورد پرسش از راه گشایی پاسخ الهیاتیِ رنج رهایی بخش به پرسش فلسفیِ “شرّ”، انشالله در مجالی دیگر.
اللهم اجعل محیای محیا محمد وآل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *